روش تدریس داستان گویی در آموزش قرآن دوره ابتدایی
سرچشمهی اصلی بیشتر قصههای دینی؛قرآن و سایر کتابهای مقدس است،هر چند که در
طول تاریخ مطالب بسیاری بر آنها افزوده شده است.
قرآن میفرماید: این چنین اخبار پیشنیان را بر تو حکایت میکنیم؛(طه:99) و یا در آیه
دیگری میفرماید:این داستان را حکایت کن تا اندیشه کنند.(اعراف:176)
هر چند قصههای قرآنی با قصه و داستان مصطلح ،مشترکات وتفاوتهایی دارد؛ ولی میتوان برای
داستانگویی انواع قصهها، ارکانی را به شرح زیر در نظر گرفت.
الف- گویندهی داستان (معلم)
ب- متن داستان
ج- مخاطب (دانشآموز)
د- شرایط زمان و مکان بیان داستان
هـ- شیوههای بیان داستان
الف- گویندهی داستان (معلم)
معلم یکی از ارکان اصلی در فرایند یاددهی – یادگیری و مهمترین عامل در تأثیر داستان بر
دانشآموزان است. از این رو معلم باید پیش از بیان داستان به موارد زیر توجه داشته باشد.
1-آشنایی با مسائل روانشناسی تربیتی و رشد دانشآموزان:آشنایی با این مسائل به معلم کمک
میکند تا بداند چه بخشهایی از داستان را برای دانشآموزان هر یک از پایههای تحصیلی با تأکید
و پرداخت بیشتری بیان کند و از چه بخشهایی سریعتر بگذرد. هم چنین اگر بخواهد علاوه بر
داستانهای کتاب درسی، از خارج از کتاب برای دانشآموزان داستانی بگوید، داستان را با
ملاکهای بهتر و مناسبتری انتخاب خواهد کرد.
2- آشنایی با سطح و نوع واژگان پایه: گنجینهی لغات و واژگان دانشآموزان به ویژه در
پایههای اولیهی تحصیلی مختلف است. از این رو بیان داستان در هر پایه، باید به زبان
دانشآموزان آن پایه نزدیک باشد. گاهی دانشآموزان معنای واژهای را نمیدانند و گاهی نیز
برای یک معنا در پایههای مختلف از واژگان متفاوتی استفاده میکنند. مثلاً واژهی "مامان"
برای دانشآموزان پایهی اول و واژهی "مادر" برای دانشاموزان پایههای چهارم و پنجم
مناسبتر و مأنوستر است.در بیان داستان و به کارگیری واژهها، عبارات و جملات، باید به
گنجینهی واژگان و دایرهی فهم و ادراک کودک توجه شود.
چـــون کـــه بــــا کــــودک ســــر و کــــارت فــتاد پــس زبــانــی کــودکــی بــایــد گــشــاد
3- تسلط بر متن داستان: بیان داستانهای قرآنی نیازمند دقت خاصی است؛ به ویژه از آن جا
که معمولاً این داستانها با برخی مسائل جانبی و پیرایههایی در فرهنگ جامعه رایج است؛ باید سعی
شود با تسلط کامل بر متن داستان،تنها به بیان آن چه در کتاب آمده است بسنده کرد. تذکر این
مطلب ضروری است که تأکید بر بیان دقیق داستان به معنای پرهیز از فضاسازیهای مناسب و
خلاقیت در بیان داستان نیست؛ بلکه معلم باید با خلاقیت خویش، داستان را با جذابیت برای
دانشآموزان تعریف کند.
در صورتی که معلم بتواند پیش از بیان داستان در کلاس، نحوهی بیان خود را ضبط کند و با
گوش دادن آن، ضعف خود را کشف و رفع نماید، بسیار اقدام مفیدی است. اگر این تمرین برای چند
داستان عمل شود،مهارت لازم برای بیان داستان به دست خواهدآمد.
4- آشنایی با فرهنگ و آداب و رسوم مخاطبان:آشنایی معلم با فرهنگ خاص دانشآموزان اعم از
آداب و رسوم، گویش محلی و ... نقش به سزایی در نحوهی بیان و تأثیر داستان برایشان دارد. در
صورتی که بیان داستان با گویش محلی یا زبان مادری همراه با اصطلاحات رایج در فرهنگ محلی
برای دانشآموزان شیرینتر و جذابتر باشد و این امر با مقررات آموزش و پرورش مغایرت
نداشته باشد، میتوان از این شیوه بهره جست. بدین ترتیب دانشآموزان با موضوع داستان ارتباط
عاطفی بیشتری پیدا میکنند و مفاهیم داستان را بیشتر و بهتر درک خواهند کرد.
5- ایجاد انگیزه : پیش از بیان داستان باید با ایجاد انگیزه در مخاطب، علاقهی او را به شنیدن
داستان افزایش داد. ایجاد انگیزه، دستور العمل یا چارچوب خاصی ندارد و بهتر است با استفاده
ازوقایعی که در اطراف دانشآموز اتفاق میافتد و برای آنها جالب یا پرسش برانگیز است،
زمینهی بیان داستان را فراهم کرد. برای مثال، میتوان با پرسش و پاسخ از دانشآموزان دربارهی
برادر یا خواهر خردسالش، آنها را به ظرافتها، زیباییها و نیازهای نوزادان آشنا کرد و گفت آیا
شما سراغ دارید که مادری مجبور شود نوزاد خود را از خود جدا کند و به این ترتیب آنها را
برای شنیدن داستان کودکی حضرت موسی (ع) آماده کرد.
6- پرهیز از تکیه کلام و رفتارهای تکراری:در بیان داستان باید از هر گونه رفتاری که موجب
اختلال در دقت دانشآموزان میشود،پرهیز کرد. معلم باید داستان را آرام و رسا، زیبا و جذاب
تعریف کند و از توضیحات اضافی و غیر ضروری به ویژه تکیه کلام و انجام رفتارهای تکراری
(تیک عصبی) بپرهیزد.
7- برقراری ارتباطهای کلامی و غیرکلامی دو سویه:برقراری ارتباط دو سویه از طریق پرسش و
پاسخ بین معلم و دانشآموزان، نگاههای عاطفی به همهی دانشآموزان و نه فقط برخی از آنها،
گرفتن تأییدهای ضمنی به صورت کلامی یا غیرکلامی از دانشآموزان و سایر شیوههای ارتباطی
مناسب، فضای تأثیرگذاری و تأثیر پذیری بهتری را فهم داستان و لذت بردن از آن فراهم میآورد.
8- انتخاب بهترین شیوهی بیان داستان:معلم با توجه به محتوای داستان، از میان شیوههای
گوناگون بیان داستان،یکی یا ترکیبی از آنها را انتخاب و اجرا میکند. با انواع این شیوهها در
قسمتهای بعدی بیشتر آشنا میشویم.
9- معرفی کتابهای داستانی مناسب:میتوان با معرفی کتابهای کمک آموزشی به ویژه کتابهای
داستانی به دانشآموزان،زمینهی گسترش اطلاعات و تعمیق علاقه و انس دانشآموزان با
موضوعات قرآنی را فراهم آورد.
10- تهیهی وسایل کمک آموزشی:بسیار مناسب است در صورت امکان برای بیان داستان از یک
یا چند وسیلهی کمک آموزشی بهره جست. این وسایل میتواند یک تصویر،نقاشی، پوستر و عکس
ساده یا فیلم، نوار صوتی، CDهای مناسب و ... باشد. برای برخی از داستانهای قرآنی،فیلمهای
مناسبی تولید شده است. در صورت دسترسی به آنها و امکان پخش فیلم برای دانشآموزان،
میتوان فضای متنوع و جذابی برای ایشان فراهم کرد.
ب- متن داستان
همهی انسانها به ویژه کودکان، به علت کنجکاوی و علاقهی به دانستن، تمایل زیادی به
شنیدن داستان دارند. از این رو میتوان بسیاری از مفاهیم و پیامهای اخلاقی و تربیتی را به طور
غیرمستقیم از طریق داستان به آنان آموخت.
خــوشتــر آن بــاشــد کــه ســرّ دلــبـــران گــــفــتــه آیـــد در حــدیــث دیـگــران
هر چند داستانهای قرآن کریم از واقعیت برخوردار است و این ویژگی در سایر آثار ترتیبی
و ادبی کمتر وجود دارد، ولی بهرهگیری از داستان در همهی متون ماندگار تربیتی و ادبی اعم از
کتب آسمانی و بشری بسیار متداول است.
همان طور که کودکان و نوجوانان به مراتب بیش از بزرگترها به شنیدن داستان علاقهمند
هستند، به همان میزان نیز زودتر و بیشتر تحت تأثیر ماجراها و شخصیتهای داستان قرار گرفته
و با همانند سازی از شخصیتهای مثبت داستان نقش میپذیرد.
با توجه به آثار تربیتی و جذابیت داستانهای قرآنی،سعی شده است تا آنجا که ممکن است
با رعایت نکات اصولی داستان، برخی از آنها که تناسب بیشتری با روحیات کودکان دارد
در کتابهای آموزش قرآن دورهی ابتدایی ارائه شود.
قرآن کریم با ظرافت خاص در داستانهای خود به هدایت انسان میپردازد،دو جبههی حق و
باطل و ویژگیهای هر یک را معرفی میکند و امدادهای غیبی را که شامل حال پیامبران الهی
وبندگان صالح خدا میشود،متذکر میگردد و انسانها را نسبت به پیروزی حق و باطل و دستیابی
به فلاح شخصی و اجتماعی امیدوار میسازد.
مهمترین تفاوت داستانهای قرآنی با سایر داستانهای رایج در فرهنگ بشری، واقعیت و
اصالت داشتن آنهاست. از این رو اگر در آنها تدبر و دقت کافی شود بر میزان تأثیرگذاری آنها
افزوده میشود. از سوی دیگر معلم باید توجه داشته باشد که از افزودن و کاستن بر محتوا و متن
داستانهای قرآن بپرهیزد؛ هر چند که این امر - همان طور که قبلاً گفته شود- با خلاقتی و
فضاسازی معلم برای بیان داستان منافاتی ندارد.
ج- مخاطب (دانشآموزان)
دانشآموزان به عنوان مخاطب و گیرندهی پیام در دستیابی به اهداف مورد نظر نقش به
سزایی دارند. معلم ضمن ارتقای دانش و مهارت خویش در بیان داستان با توجه به نکات زیر و
رعایت آنها بر توفیقات خود و دانشآموزان بیفزاید.
1- آمادگی مخاطب: زمانی را باید برای بیان داستان انتخاب کرد که مخاطب آمادهی شنیدن
است. معلم ضمن تشخیص زمان مناسب باید موانع ایجاد ارتباط کامل را نیز حتی المقدور از میان
بردارد. از این رو، برای بیان داستان زمان خاصی پیشنهاد نمیشود، معلم با تشخیص خود گاهی
پیش از شروع درس،گاهی در ضمن تدریس و زمانی نیز در اواخر ساعت، برای بچهها داستان
میگوید.
2- ویژگیهای روانی و ذهنی مخاطب: دانشآموز در دورهی ابتدایی از ذهنی سیال برخوردار
است. با فضا سازی مناسب زمینهی تخیل برای او فراهم میشود. بدین گونه کودک از شنیدن
داستان لذت میبرد و بهتر میتواند با همانند سازی از شخصیتهای خوب داستان الگو بگیرد.
3- برقراری ارتباط عاطفی دو سویه:آشنایی دانشآموزان با قصه گو و داشتن انس و الفت و
برقراری ارتباط با او بر تأثیر داستان میافزاید. معلم باید به احساسات و روابط دانشآموزان با
خود توجه داشته باشد و با ایجاد محیطی عاطفی، صمیمی و فعال، زمینهی بهرهگیری و لذت از
داستان را بهتر فراهم کند.
د- شرایط زمان و مکان و ابزار بیان داستان
شرایط مناسب و مساعد زمانی و مکانی بیان داستان ، تأثیرگذاری آن را دو چندان میسازد.
توجه به نکات زیر و رعایت آنها تا آنجا که مقدور است، زمینهساز این امر میباشد.
1-بیان داستان در مکانی که حتی الامکان با محیطهای تکراری مخاطب،متفاوت باشد. همانند
استفاده ازنمازخانه،کتابخانه،مسجد محل،فضای باز و آزاد حیاط مدرسه،محیط مناسب خارج از
مدرسه و ...
2-تغییر نحوهی چینش میز و صندلی دانشآموزان به منظور تقویت ارتباط چهره به چهره و
چند سویه افراد نسبت به هم و نیز ایجاد تنوع و تازگی.
3-استفاده از وسایل کمک آموزشی مانند تصویر، نقاشی،نقشه، نوارهای صوتی و تصویری و ...
4-دقت در فراهم بودن شرایط فیزیکی و محیطی مناسب (از قبیل دما، نور و ...) در مکان
بیان داستان و رفع عوامل مخلّ تمرکز حواس.
هـ_ شیوههای بیان داستان
قصهگویی هنری است که به کمک آن، ادبیات مکتوب بازآفرینی شده و واژهها و کلمات،
توسط قصهگو روح و جان میگیرند و شادابی و نشاط را به مخاطبان هدیه میکنند.
شاید قصهگویی در بدو امر کار سادهای به نظر میرسد اما اگر معلم خود را ملزم به رعایت
شرایط قصهگویی بداند، باید آمادهی فراگیری راه و رسم آن و کسب مهارت لازم باشد.
هر داستان را میتوان به شیوههای مختلفی بیان کرد. اهم این شیوهها به طور خلاصه عبارت
است از:
1- قصهخوانی
2- قصهگویی
3-قصهگویی به کمک پرده، تصویر یا نقاشی
4-قصهگویی همراه با تقلید صدا و حرکات
5- قصهگویی به کمک بازیگران پنهان یا آشکار
1- قصهخوانی:سادهترین شیوهی داستانگویی، خواندن آن از روی متن کتاب است. قطعاً میان
خواندن داستان و نقل آن تفاوت است. از جمله این که در خواندن داستان، حوادث به سرعت از
مقابل ذهن دانشآموز میگذرد؛ ولی در نقل داستان روح و جان تازهای به داستان دمیده میشود و
در واقع،آن را برای مخاطب زنده میکند. با این توصیف از شیوهی قصهخوانی کمتر استفاده
میشود ودر فضای کلاس و مدرسه چندان کاربردی ندارد.
2- قصهگویی: یکی از شایعترین شیوههای بیان داستان،قصهگویی است. معلم با کمترین
امکانات میتواند به کمک نقل داستان، مخاطب خود را تحت تأثیر پیامهای داستانی خود قرار دهد.
معلم میتواند قصه را در قالبهای مختلف هم چون سوم شخص، اول شخص مفرد، نامه یا نقل
خاطره بیان کند.
در قالب "سوم شخص"قصهگو خود را بیرون از صحنههای قصه قرار میدهد و جریانات و وقایعی
را که بر شخصیتهای داستان میگذرد، بازگو میکند.
با شیوهی "اول شخص مفرد" قصهگو در نقش یکی از شخصیتهای داستان در آمده و
داستان را از زبان او نقل میکند. گویا خود ناظر و شاهد ماجرا بوده و در آنها شرکت داشته است.
3- قصهگویی به کمک پرده، تصویر یا نقاشی: در بیان قصه، هر چه از ابزار و وسایل کمکی
– البته بجا و مناسب – استفاده شود، تأثیر قصه و انتقال پیام بیشتر و بهتر خواهد بود.
طراحی صحنههای داستان، در صورت امکان بر روی پارچه یا مقوا و استفاده از تصاویر
مناسب، کار قصهگو را به مراتب راحتتر میکند و قصه نیز جذابتر و شیواتر بیان میشود.
4- قصهگویی همراه با تقلید صدا و حرکات: بیان قصه،هر چه طبیعیتر و واقعیتر باشد بر
جذابیت آن میافزاید. قصه گو ضمن بیان قصه، صدا و حرکات شخصیتهای داستان را تقلید میکند.
این شیوه یکی از متداولترین شیوههای قصهگویی است.
5- قصهگویی همراه با بازیرگان آشکار یاپنهان: معلم نقش شخصیتهای مختلف داستان را بین
دانشآموزان تقسیم میکند و با تمرین قبلی از آنها میخواهد تا داستان را به صورت نمایش اجرا
کنند. گاهی نیز به شیوهی نمایش عروسکی، دانشآموزان به طور پنهان ایفای نقش میکنند.
این روش به علت نیازمندی به تمرین زیاد یا لوازم خاص، در صورت امکان یک یا دو بار
میتواند در طول سال تحصیلی و احتمالاً در مراسم ویژه به اجرا در آید.
منابع
ادبیات کودکان و نوجوانان،کتاب درسی تربیت معلم،کد 6015، مؤلف:مصطفی رحماندوست
الفبای قصهنویسی،محمدرضا سرشار "رهگذر"
قصهگویی، اهمیت و راه و رسم آن؛تألیف مصطفی رحماندوست
با سلام و درود .